تبليغاتX
همیشه بهار - آرزوی محال
 

دنبال یک سری عکس قدیمی بودم ، به همین خاطر شروع کردم به چک کردن همه سی دی هام..

سی دی زرد رنگی را در درایور گذاشتم و زنده یاد دکتر فریدون فرخزاد شروع به آواز خواندن کرد:

ای شرقی غمگین
بازم خورشید در اومد
کبوتر آفتاب روی بوم تو پر زد
بازار چشم تو پر از بوی بهاره
بوی گل گندم تو رو به یاد میاره
ای شرقی غمگین
تو مثل کوه نوری
نذار خورشیدمون بمیره
تو مثل روز پاکی مثه دریا مغروری
نذار خاموشی جون بگیره

F

وای ، که چقدر شعرها و حرف ها پر معنی بودند... عاشقانه موسیقی های قدیمی، عشق های قدیمی  و مردمان قدیمی را دوست دارم.

من هیچ سنخیتی با این زندگی مدرنیته ندارم، کاش ۸۰ سال زودتر پا به این دنیا می گذاشتم

چه آرزوی محالی دارم من!

 

+ نوشته شده توسط رابعه در یکشنبه سی ام فروردین 1388 و ساعت 12:27 |