
کاش سایه ای داشتم سرکش
که تا راه را به خطا می رفتم
به دنبالم نمی آمد ...
+ نوشته شده توسط رابعه در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت
12:35 |

کاش سایه ای داشتم سرکش
که تا راه را به خطا می رفتم
به دنبالم نمی آمد ...
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم
دین را دوست دارم ولی ازآخوندها ها می ترسم
قانون را دوست دارم ولی از پاسبانها می ترسم
عشق را دوست دارم ولی از مردها می ترسم
کودکان را دوست دارم ولی ازآئینه می ترسم
سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم
من می ترسم پس هستم
اینچنین می گذرد روزو روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم