تبليغاتX
همیشه بهار
 

برف در قالب قلب می بارید
و بر صورت ها و سیرت ها می آرمید
جاری می گشت:
در گرداب پریشانی و افسردگی فصل ها
عشق چون پیچک طلایی
بر تن سروها و سرودها می خزید؛
مست و سرمست بودند
مستان
زمین خوابید و غافل شد
تا به آغاز رسید زمستان.

barf

+ نوشته شده توسط رابعه در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 12:40 |
 

باز هم زمستان...

باز هم ماه دی...

و باز هم هفتمین روز از ماه دی...

بیست و دو بار این روز را جشن گرفتم... بیست و دو بار !

dey

خدایا شکرت به خاطر همه چیز... بهترین هدیه ها را از تو گرفته ام :) سلامتی و آرامش و آسایش

+ نوشته شده توسط رابعه در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 23:0 |