تبليغاتX
همیشه بهار

 

شعری که توی پست قبلیم نوشتم آهنگ فیلم گرگ و میش با صدای بنیامین خواننده محبوب و مریض کشورمونه.!

 

من خودم از بنیامین و سبکش خوشم میاد ولی واقعیت اینه که ته صدای این آقای تقریبا موفق یک مقداری بیماره....

در یک سایتی خوندم که اول قرار بوده موزیک این فیلم توسط محسن یگانه اجرا بشه ولی به دلایلی که نمیدونم! آقای یگانه قبول نکردن!

 

وقتی از روی صندلیم بلند شدم صدای دختر ا رو میشنیدم که با یک حالت تمسخر گفتن: عجب فیلم چرتی بود... حیفه پول...

یک آقایی هم که خیلی مقتصد بود و انگار خیلی لجش گرفته بود رو به مخاطب خودش که ندیدم کیه گفت: خوب شد شنبه اومدیم حداقل  در نصف پولمون صرفه جویی کردیم....

ولی نظر من با همه اونا فرق داشتم. من واقعا از این فیلم خوشم اومد... یه سری خالیبندی در این فیلم بود که اونم از مشخصات بارز فیلمهای آقای قاسم جعفریه!

ولی در کل فیلم خوبی بود... خاطره حاتمی رو دو سال پیش در نقش یک دختر  تقریبا خنگ عاشق دیده بودم از بازیش خوشم میاد. در فیلم گرگ و میش نقش یک دختری رو داره که از روی بدبختی مجبور به حراج گذاشتن تنش شده!

 

+ نوشته شده توسط رابعه در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 و ساعت 0:20 |
 

           حالا که با هم یکی شدن دلامون

             حالا که جاده ها افتادن به پامون

یکی از اون بالا انگار داره میشنوه صدامون

                  به گمونم که اثر داره دعامون

همسفر ای هم ستاره راه بیفتیم که خودش داره هوامون

            دل اون سوخته برای گریه هامون

 

+ نوشته شده توسط رابعه در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 10:53 |
 

دیشب هر چی گوش کردم صداتو نشنیدم!

دو سه شبی بود که عادتم شده بود با صدای ریز تو بخوابم....

شنیده بودم عمرتون کوتاهه! اما نه انقدر

اصلا نمیدونم چطوری سر از حیاط خونه ما در آوردی و چجوری یه دفعه غیبت زد...

جیرجیرک تو هم عین همه آدما بی دلیل می آیی و ... بعد بی خبر میری اما یه فرق بزرگ تو با آدما اینه که تو ناخواسته و از روی اجبارمیری آخه تو نهایت عمری که میکنی ۱ هفته است... اما اونا نه!

 

 

 

+ نوشته شده توسط رابعه در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 9:39 |
 

                       

آدم ها بر دو قسمند:یا مادرزادی گرگ به دنیا می ایند...
ویا بره متولد می شوند...گرگ ها همیشه گرگ می مانند،
ولی بره ها یا در نهایت تبدیل به یک گوسفند تمام عیار
می شوند و یا یاد می گیرند چگونه گرگ باشند....
قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگ "بره زاده" حریص تر
و خون ریز تر از گرگ "گرگ زاده" است....چرا که او از روی عقده ی
حقارت و کینه و نفرت می درد و گرگ زاده تنها به حکم عادت...

                          

+ نوشته شده توسط رابعه در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 9:58 |

 

این سگ به سرعت به بیمارستان حیوانات انتقال داده شد و چهار ساعت عمل جراحی رویش انجام شد تا از مرگ حتمی نجات پیدا كند.

یك مرد چینی كه نامش فاش نشده و ساكن چونگ كویین است، علاقه زیادی به همسرش داشت ولی از وقتی كه این خانم 35 ساله سگ كوچكی خریداری كرده بود، توجه زیادی به شوهرش نداشت!
این شوهر 40 ساله چینی وقتی علاقه بیش از حد همسرش نسبت به سگ كوچولو را دید، حس حسادتش گل كرد و چند روز بعد در غیاب همسرش، حیوانی بی گناه را با قیچی ناكار كرد.
این سگ به سرعت به بیمارستان حیوانات انتقال داده شد و چهار ساعت عمل جراحی رویش انجام شد تا از مرگ حتمی نجات پیدا كند.
زن 35 ساله هم پس از وقوع این حادثه، تصمیم گرفت برا ی جلوگیری از پدید آمدن چنین حادثه ای در آینده ، سگش را برای مدتی از خانه دور كند تا اوضاع مساعد شود! ضمن اینكه این زن جوان بارها به همسرش گفته كه او را بیشتر از سگش دوست دارد، ولی مرد چینی می گوید كه برا ی اثبات این ادعا، به طور حتم باید سگ كوچك در خانه شان نباشد و گرنه این بار او را می كشد و همسرش را هم طلاق می دهد!

+ نوشته شده توسط رابعه در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 13:47 |
 

چقدر امشب جات خالی بود! ساعت همون ساعت بود.... هوا هم مثل همون موقع بود.... من و ریحانه و راحله هم بودیم! فقط جای تو خالی بود...

چقدر دلم خواست که تو هم پیشمون بودی.

یاد نگاههای مردم افتادم که با تعجب توی ماشین مارو نگاه میکردن! بنده خداها حق داشتند!

تا آخر عمرم هروقت از تونل رسالت بگذرم به یاد تو میفتم !

+ نوشته شده توسط رابعه در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 0:33 |
 

 

+ نوشته شده توسط رابعه در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 15:57 |
اگرنمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي
بوته اي در دامنه اي باش
ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد
اگر نمي تواني درخت باشي ،بوته باش
 
اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش
و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن
اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش
ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه!
 
همه ما را كه ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود
در اين دنيا براي همه ما كاري هست
كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر
و آنچه كه وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست
 
اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش
اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش
 
+ نوشته شده توسط رابعه در دوشنبه ششم شهریور 1385 و ساعت 12:9 |
 

عمری اگه نگات کنم از دیدنت سیر نمیشم

هر چی دلت میخواد بگو من از تو دلگیر نمیشم!!!

به عقیده من این جملات عاشقانه فقط مال شعراست...

توی واقعیت از این خبرا نیست! نه کسی برای کسی جون میده نه ....

 

+ نوشته شده توسط رابعه در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت 15:27 |

طبل بزرگ زیر پای چپ با بازی فوق العاده حمید فرخ نژاد ....

                                             

فقط یه کم بخاطر گرمی داخل سینما کلافه شدم یه کم هم کسانی که دوروبرم نشسته بودن رو اعصابم راه رفتن !فکر کنم دکتر کرمانی جدیدا به بیمارانی که برای چاق شدن میرن پیشش توصیه میکنه برن سینما و با اشتهای بیشتری خوراکی مصرف کنن!!! چون اکثر خانومها و آقایونی که من توی سینما دیدم بجای دیدن فیلم داشتن میخوردن!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط رابعه در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت 0:22 |
 

تهران- دختری در حال پاک کردن شیشه های ماشین  !

 

 

                    وقتی این عکسارو دیدم اولش خیلی متاثر شدم پیش خودم فکر کردم این دختر جوان و کم سن و سال چه فرقی با بقیه جوانهای این شهر داره؟!چرا باید با حسرت به دخترای همسن و سال خودش نگاه کنه و از خیلی تفریحات محروم باشه؟!!

ولی جدا از همه اینها خوشحالم که هنوز هستن آدمایی که برای امرار معاش و از روی بدبختی تن به خودفروشی نمیدن.

+ نوشته شده توسط رابعه در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 13:41 |