تبليغاتX
همیشه بهار

بیشتراز دو هفته است که فقط به تو فکر میکنم... از سه شنبه بعد از ظهرهیچ خبری ازت ندارم.. خیلی حس بدی دارم ، فکر میکنم یک چیز با ارزشی رو گم کردم ...خیلی کلافه هستم توی همه جاها و بین همه کارهای روزمره ام دنبالت میگردم...

آقای فرامرز آذرپاد تو این دو هفته ای که من باهات بودم بهت عادت کردم... هیچ وقت فکر نمی کردم بتونم یک آدم مجازی رو دوست داشته باشم و بتونم با شخصیت یک کتاب ارتباط برقرار کنم!!

کتاب درخت انجیر معابد آخرین اثر استاد احمد محمود است که در دو جلد منتشر شده ،استاد احمد محمود خدا بیامرزدت . من که واقعا لذت بردم.

آقای فرامرز آذرپاد نقش اول رو در کتاب درخت انجیر معابد ایفا میکند. حالا من عاشق شخصیت فرامرز خان شدم!!!

+ نوشته شده توسط رابعه در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:25 |

 

شب تولد توست ستاره ها رو تک تک به عشق تو شمردم تولدت مبارک !

مهربانترینم ... کاش میتونستم بگم چقدر دوست دارم..

۲۴ اردیبهشت رو صمیمانه دوست دارم چون عزیزترینم رو از خدا گرفتم. امیدوارم که لحظه لحظه زندگیت پر از شادی باشه خوش بو ترین ریحان دنیا....

+ نوشته شده توسط رابعه در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:23 |

بعضی ها چقدر حوصله دارند، آخه خانوم محترم آمدی باشگاه ورزش کنی یا غیبت؟

آخه به کجای شما برمیخوره که فلانی دوست پسر داشته باشه یا نداشته باشه؟

فرضا فلانی گونه کاشته ، خب دوست داشته این کار را کرده است. دیگه این همه حرف و حدیث جریانش چیه؟

من نمیفهمم بعضی آدمها چرا نمیخواهند یاد بگیرند در کارمردم دخالت نکنند... خانوم میاد باشگاه بجای اینکه ورزش کنه میشینه  یک گوشه و آمار دخترها را میگیره ..

خانوم محترم که این همه وقتت را گذاشتی آمدی باشگاه بدنسازی همه بدند و معیوب شما فقط خوبی!!!

پس به خوبی خودت تو کار کسی دخالت نکن، لطفا !!!

+ نوشته شده توسط رابعه در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:29 |

 

فرزند ادب باش نه فرزند پدر!!!

       زیرا که ادب زنده کند نام پدر!!!

+ نوشته شده توسط رابعه در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:56 |
تا حالا شده دلت بخواد سرتو بذاري رو بالشت و زار بزني ؟؟ من هر وقت اين آهنگ بيژن رو گوش ميدم ناخودآگاه اين حس بهم دست ميده:

با من امشب چیزی از رفتن نگو، نه نگو

از این سفر با من نگو

من به پایان میرسم از کوچ تو

با من از آغاز این مردن نگو

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت!!

کاش می شد از تو بود و تا تو بــود!!

کاش می شد در تو گــم شد از هـمه

کاش می شد تــا همیشه با تــو بـود

کاش فردا را کــسی پنـــــــهان کند

لحظه را در لحظه سرگردان کــند

کاش ساعـت را بمیــراند به خــود

ماه را بــر شــاخه آویــــزان کنــد

می روی تو قصه را غمنامه تدفین گل

می روی تو واژه را باران خاکستر کنی

ثانیه تا ثانیه پل واره ویران شدن

می روی تو بخشی از جان مرا پرپر کنی

+ نوشته شده توسط رابعه در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 16:9 |

از قدیم میگن:دندونی رو که درد میکنه رو بکن بنداز دور...

منم همین کارو کردم با دندون عقلم!!!

ولی بعضی دندونا هم مثه بعضی از آدمان ، اگه بکنیشون هم جای زخمش دردآوره

آی دندونم

آی دندونم

+ نوشته شده توسط رابعه در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:14 |