تفاوت را احساس کنید!
عکس های عروسی پسر احمدی نژاد و دختر جرج بوش را ببینید! البته عکس عروسی آقای احمدی نژاد بیشتر شبیه به عزاداری و مراسم ختم است!






پ ن: تولدت مبارک خواهر خوشگلم. بهار فقط تو رو به یاد من میاره!
تفاوت را احساس کنید!
عکس های عروسی پسر احمدی نژاد و دختر جرج بوش را ببینید! البته عکس عروسی آقای احمدی نژاد بیشتر شبیه به عزاداری و مراسم ختم است!






پ ن: تولدت مبارک خواهر خوشگلم. بهار فقط تو رو به یاد من میاره!
چقدر نسبت به همه بدبینم ..
چه روزهای جالبی!
دلم برای هیچ کس تنگ نشده است...
قبل از هر چیزی یک توصیه:
حتما آلبوم آقای روزبه نعمت اللهی را خریداری کرده و گوش کنید و لذت ببرید!
توجه کنید که عرض کردم خریداری کنید، دانلود نکنید! قابل توجه بعضیا!![]()
یک موزیک فوق العاده درباره ایران در این آلبوم هست که هر ایرانی ای برای پنج دقیقه فراموش میکند مملکتش به چه حال زاری افتاده و باز احساس غرور بهش دست میدهد!
بی ربط:
دیروز تا دلتان بخواهد از جلوی آبجی حجابها رد شدم و نگاهشان کردم، راستش را بخواهید شدیدا از دیدن این جانوران مشمئز می شوم اما از آنجایی که تنه ام به تنه آبجی خانومها خورده و یک مقدار کمی کرم کوچولو در بدنم وول می خورد با یک مانتوی بلند و یک تیپ استاندارد و به پشتگرمیه خواهر گرامی ام با جسارت ۶ مرتبه از جلویشان رد شدم..
گ ش ت ارش ا دیها تفریح و سرگرمیه خوبی برای ما جوانها شده اید! من که منتظرم اون دنیا یقه تک تکتون بگیرم برای این همه زجری که در این دنیا به ما میدهید!
امیدوارم این موش کوچولو امسال زیاد ما را بدنبال خودش نچرخاند و موذی بازی درنیاورد!
یک عمه ای دارم که خیلی زیاد دوسش دارم و حرفهایش همیشه در ذهنم می ماند. این عمه خانوم من همیشه به نکات جالبی اشاره می کنند.. همیشه می گویند : هیچ وقت کسی رو منع نکنید ... که اگر کردید بدترش سرتون میاید!
راست هم میگه .. اینو به چشم خودم دیدم
حالا هم شده حکمت ما!
کاش من یک احمق بودم!
دلشوره ام از نوع بدیست ، همه مسائل در ذهنم رژه می روند .. مسائلی که بازگو کردنش برایم سخت است!
خدایا کاش شعور فهمیدن خیلی چیزها را نداشتم! و ای کا ش مثل خیلی از انسانها بی خیال بودم!
مطمئنم که من با این اخلاقم و با این خودخوری یکی از همین روزها سکته می کنم و خلاص می شوم!
وقتی توی چشمانش نگاه میکردم هیچ چیز نبود، جز غم! دلم گرفت، از بی کسیه این دختر دلم گرفت..
مدام اشک می ریخت و آهسته به من میگفت: ((دیدی بدبختی به سراغم آمد.. دیدی بی کس شدم... من دیگر هیچ کسی را ندارم... ))

مثل دختر بچه های کوچولو لب برمیچید و بی پناهی در صورتش موج میزد...
خودم خجالت میکشیدم وقتی به این دوست تنهایم که تازه یک روز است پدرش را از دست داده و واقعا دیگر در این دنیا هیچ کسی را ندارد میگفتم: غصه نخور ، تو خدا را داری!
خدایا حکمتت چیست؟ این دختر بیچاره را فقط برای ذلت و بدبختی کشیدن به این دنیا فرستاده ای؟
هر سال دربه در دنبال بلیط فیلمهای جشنواره بودم ، حالا امسال بلیط جشنواره موجود هست ولی وقت نیست...
البته اگر بلیط فیلم "کنعان" را پیدا کنم کله صبح هم که باشد تا کوه قاف می روم!
کسی از نوزاد کریستینا اگلرا خبری ندارد؟
نگرانش شدم.. حدود ۱۰ ماه حاملگی اش طول کشیده!
![]()
ولی هنوز خبری از بدنیا آمدن فرزندش نیست!
برف در قالب قلب می بارید
و بر صورت ها و سیرت ها می آرمید
جاری می گشت:
در گرداب پریشانی و افسردگی فصل ها
عشق چون پیچک طلایی
بر تن سروها و سرودها می خزید؛
مست و سرمست بودند
مستان
زمین خوابید و غافل شد
تا به آغاز رسید زمستان.

باز هم زمستان...
باز هم ماه دی...
و باز هم هفتمین روز از ماه دی...
بیست و دو بار این روز را جشن گرفتم... بیست و دو بار !

خدایا شکرت به خاطر همه چیز... بهترین هدیه ها را از تو گرفته ام :) سلامتی و آرامش و آسایش

پنچشنبه 22 آذر 1386 ، میدان فاطمی ، سالن وزارت کشور
چه پنجشنبه به یاد ماندنی ای بود
نهایت لذت را از صدای زیبای احسان خواجه امیری بردیم...
احسان خواجه امیری کنسرت را با آهنگ زیبای پدرش (استاد ایرج) به پایان رساند:
جای همگی خالی ، سالن ۴۰۰۰ نفری روی هوا بود!
من یه پرندم آرزو دارم تو یارم باشی
من یه خونه ی سرد و تاریکم کاشکی تو بیای بهارم باشی...
اگه پاییزم اگه بهارم تورو دوست دارم تورو دوست دارم
نمی دانم چه حکمتیست! آدم گاهی با نگاه کردن به یک مقوا اشک در چشمش جمع میشود!
هر چند این مقوا یک مقوای عادی نیست! کارت جشن عروسی عزیز ترین کسم است...

شناختن انسانها دشوارترین کار است. شاید هم غیر ممکن ترین کار!
اخیرا با مسائلی روبرو شده ام که باورش برایم مشکل است.
وای از این همه تظاهر بیزارم!
فیلم ((دست های خالی)) با بازی زیبا و حسیه خسرو شکیبایی و مریلا زارعی را از دست ندید...
پ.ن : عجب روزی بود امروز!
بسترم
صدف خالی یک تنهایی است
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری ...
هوشنک ابتهاج
استقلال ۱ پرسپولیس ۱
دهان خیلی ها بسته شد! اما لذتی برای من نداشت، حق این بود که استقلال می زد له و لورده می کرد این قرمزها رو...
دو خواهر که یک زمانی از رگ گردن به هم نزدیک تر بودند الان از همدیگر رو بر می گردانند!
یک دخترخانومی که تمام زندگیش را مدیون مادرش است هم اکنون حتی سال به سال هم یادی از مادر نمی کند!
خاله و خواهرزاده های بسیاری را می شناسم که قدیمها مثل مادر و فرزند بودند و اینک به خون یکدیگر تشنه اند!
"دو دوست واقعی که جانشان برای هم در میرفت ، بعد از حدود ۲۰ سال شراکت مثل سگ و گربه همدیگر را می درند! فریاد زدن دو مرد که هرکدام به نوعی اسقاطی هستند(یکی قلبش با باطری کا می کند و دیگری به علت فشار خون بالا در معرض سکته است) به خاطر چیست؟ حرص و طمع!"
همه اینها را متاسفانه به چشم خود دیده ام! فقط و فقط پول و مادیات توانسته انسانها را اینقدر سنگدل و بی عاطفه کند!
دختر خاله کوچولوی هشت ساله ام اس ام اسی برایم ارسال کرده، از بی مزگیه زیاد جوکش خنده ام می گیرد..
بعد از یکی دو دقیقه خنده ام شدیدتر شد! به یاد هشت سالگی خودم افتادم...
طرز استفاده از کنترل تلویزیون را نمی دانستم چه برسد به موبایل و کامپیوتر!!!